هنرمندان ايران وارمنستان همواره از ديرباز با يكديگر درارتباط بوده و به دليل موقعيت جغرافيايي و همسايگي دو كشور وجود ارمني زبانان مقيم ايران، فرهنگ وهنر اين منطقه بين دو كشوربه نسبتهاي خاص خود تقسيم گرديده و بر يكديگر تاثيرات متقابل گذاشتهاند. علاوه بر آن درگذشتهاي نه چندان دور ارمنستان قسمتي از خاك ايران تلقي مي شد و پارهاي از پيكر ايران بود.
كشور ارمنستان دروازه آسيا واروپا است. هنرمندان ارمني خود ار هنرمنداني اروپايي به شمار مي آمدند و خود را به اروپا متصل مي دانند ولي هنرمندان ايراني خود را متعلق به شرق مي دانند. وتركيب اين دو باهم هنري شرقي-غربي وتلفيقي را به بار آورده است. وارمنستان و هنرمندان ارمني همواره دروازهاي جهت ورود فرهنگ وهنرغربي واروپايي به ايران بوده است.
دكتر كاران افشار مهاجر در كتاب «هنرمندان ايراني و مدرنيسم» يكي از عوامل تاثيرپذيري هنر ايران از غرب را به انتقال ارامنه ساكن جلفا به ايران با تصميم شاه اسماعيل اول نسبت مي دهد و مي نويسد: نقاشان ارمني، با نقاشي ديوارهاي كليسا و خانههاي اعياني جلفا، چشم انداز بصري جديدي را گشودند كه سايه روشن و پرسپكتيو با آن همراه شد وبرجنبه زميني وعيني نقاشي غلبه يافت. (قبل از آن نقاشيها و تصويرسازيهاي ايراني، 2 بعدي وتخت وبدون درنظر گرفتن عمق ترسيم مي شد.)
غيراز جلفا،نقاشيهاي بزرگ ديواري درخانه بزرگان واشراف و درباريان سراسر شهر اصفهان توسط نقاشان ارمني واروپايي وبه تدريج ايراني رايج شد كه به قصد تزئين و زيبا نمودن معماري وبه ويژه فضاهاي داخلي اجرا مي شد.
و اين چنين هنر و هنرمندان ارمني، رسما وارد بازار هنري ايران شدند.
هنرمندان ارمني تلاشهاي سترگي جهت پيشبرد هنر ايران زمين ازخودشان دادند تا جايي كه نخستين چاپخانه سنگي ايران وخاورميانه درفاصله سالهاي 1638-1641 ميلادي (حدود 1015 خورشيدي) توسط ارامنه اصفهان تاسيس گرديد.
خليفه خاچاطور كيساراستي كتاب «زبورداوود» را دركارگاه خود واقع درجلفاي اصفهان منتشر كرد. كارگاه او را باصمه خانه يا كارگاه بصمجي مي ناميدند (با صمه يا باسمه واژه تركي ومعادل كلمه press مي باشد كه درايران به مطبعه شهرت يافت: آشنايي با صنعت چاپ اسماعيل دميرچي،سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي/1381 هجري شمسي)
از آنجايي كه بسياري پيدايش هنرگرافيك را با چاپ يكي مي دانند، مي توانيم بگوئيم كه ارامنه ايران وجلفا، پيشتاز درهنر گرافيك اوليه ايران بودند اين را هم بايد اضافه كرد كه نخستين كتاب فارسي چاپ سربي را يك ارمني درسال 1687 ميلادي درشهر ميلان هلند منتشر كرد. بنابراين نبايد زحمات هموطنان ارامنه ساكن ايران را ناميدده انگاشت. تلاشهايي كه هنروگرافيك حال حاضر ايران مديون نام وتلاش آنان است. عزيزاني چون: براداران سروري،آبراهام آبراهاميان،هايك(جاقيان، ميشاگيراگوسيان،فردريك تالبرت،ماركوگرگوريان،بوريس آسيريان، سيراك مكنيان وبسياري ديگر از هنرمندان ارمني كه پرداختن به آنها زماني بس فراخ را طلب مي نمايد.
درميان هنرمندان نام برده بوريس آسيريان درصنعت بستهبندي نامي آشناتر از سايرين مي باشد. و شايد بتوان گفت وي يكي از پيش كسوتان اين هنروصنعت مي باشد.
كسي كه از سالهاي دور كه هنرگرافيك وبستهبندي غريب و ناشناخته بود، درايران آثاري را ارائه نمود كه درزمان خود تاثير گذار بود.
بوريس آسيريان درزماني كه نه مدرسه گرافيك بود ونه اصلا نام گرافيك وجود نداشت،كارش را با نوشتن بروشور فيلمهاي سينمايي آغازكرد وبعد پلاكادرهاي سينمايي را انجام داد وي درسال 1924 درشهر« شت نشا» گيلان كه شهر فوق العاده زيبايي است به دنيا آمد خانواده آسيريان ابتدا در آذربايجان شوروي زندگي مي كردند. بدين گونه كه مادر وي روسي بود وخانواده آنها چون مذهبي بودند، درزمان استالين به رشت تبعيد مي شوند. واز آنجا به تبريز نقل مكان كردند.
بوريس آسيريان تحصيلات ابتدايي را درتبريز وبعد درتهران درمدرسه داواتيان سپري كرد.
بوريس تحصيلات آكادميك نداشت،حتي تحصيلات دوره متوسطه او ناتمام ماند چون وي به مدرسه ارامنه مي رفت وزماني كه رضا خان دستور تعطيلي مدارس ارامنه را مي دهد، بوريس از ادامه تحصيل باز مي ماند.
بوريس آسيريان علاقه وافري به موسيقي داشت كه خانواده وي با اين قضيه مخالفت مي كردند. واين قبيل كارها را مطرب بازي بر مي شمردند. وي به ويولن علاقه زيادي داشت تا جايي كه اولين ويولن خود را با تكههاي چوب،خودش مي سازد ولي هنگامي كه پدر ويولن را مي بيند آن را مي شكند. بوريس درچنين جو خانوادگي رشد و پرورش يافت. خانوادهاي با تعصبات خاص مليت وقوم خودش.
درآن زمان بيشتر ارامنه دركارهاي فني وصنعتي وارد مي شوند وفعاليت مي كردند واينكه كسي به هنر بپردازد برايشان غير قابل هضم بود.
مرحوم بوريس آسيريان مدتي با شركت فاكوبا همكاري مي كرد وپس از آن به چاپ گوتنبرگ رفت و پس از انقلاب هم مدتي با زنده ياد مرتضي مميز پدر گرافيك ايران همكاري مي نمود. آسيريان كارهاي چاپ و بستهبندي كه خلق نمود درزمان خود نوعي بدعت به حساب مي آمد ونسبت به هنرمندان ارمني مكتب نديده بسيار خوب ظاهر شد.آثاري كه تاثيرات آنها تا زمان حال نيز باقي مانده است.
به عنوان مثال طراحي كه براي شركت داروگر جهت برند ريكا انجام داد. درحال حاضر نيز پس از گذشت ساليان دراز هنوز پا برجاست وهمه ريكا را با طراحي بوريس آسيريان مي شناسند. يادش گرامي باد.
از ديگر هنرمندان ارمني هم نسل او مي توان به ماركوگريگوريان اشاره كرد كه چندي پيش درسن 82 سالگي درگذشت. ماركوگريگوريان هنرمند ارمني پيشرويي بود كه نقاشي مدرن ايران مديون زحمات وتلاشهاي وي مي باشد. وشاگرداني كه تربيت نمود،توانستند برگي از تاريخ هنر گرافيك ونقاشي ايران را ورق بزنند.
هنرمندان ارمني به دلايلي كه ذكرشده چه از موقعيت جغرافيايي و اقليمي وچه فرهنگي درهنر و فرهنگ ايران نقش به سزايي داشتند،حتي درهنرهاي بوي وسنتي ايران. ماركوگريگوريان دراواخر عمر خود طراح فرش را به صورت حرفه اي انجام مي داد ونمايشگاهي از طراحيهاي فرش خود داير كرد. سيراك مكنيان نيز درپيشبرد فرهنگ و هنرايران نيز تلاشهاي بسياري نمود كه به پاس قدرداني از زحمات وتلاش آنها درهنر وفرهنگ ايران به پاس قدرداني نمونهاي از آثار و هنرمندان ارمني را ذكر كرديم.
۱۳۸۸ خرداد ۲۶, سهشنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر