به گزارش سایت خبری رسم ، امراله فرهادی در گفتگو با ماهنامه مهندسی تبلیغات، از راهاندازی دوسالانه تبلیغات در کشور خبر داد. متن کامل این گفتگو که چندی پیش منتشر شد، پیش روی شماست:
سطح آگاهی و بینش طراحان گرافیک ایران را در زمینه تبلیغات چگونه ارزیابی میکنید؟
بیپرده به 10 سال قبل برمیگردم. تعداد طراحان گرافیکی که دارای بینش عمیق در کار تبلیغات باشند، کم بود و از طرفی طراحان گرافیک خود را عقل کل و مظهر فکر میدانستند. اما از آن زمان کم کم این بینش اصلاح شد و این به دو علت بود. ابتدا حضور جدی و حرفهای تعداد نسبتا قابل توجهی از طراحان گرافیک که تحصیلات آکادمیک در زمینه گرافیک داشتند، حضور و ورود این افراد به بازار تبلیغات ایران بود. این افراد به عنوان صاحب، مدیر، مدیرهنری، مدیر خلاقیت در آژانسهای تبلیغاتی شروع به کار میکردند، در اینجا بود که همگان متوجه شدند کار تبلیغات کاری گروهی است و فرد به تنهایی به نتیجه لازم نخواهد رسید. در واقع آگهی که ساخته میشود، فقط کار طراح نیست. یک پیش زمینه و پس زمینهای دارد و کار طراح میانه راه است. در مجموعهای که کار تبلیغاتی انجام میدهد، افراد زیادی دخیل هستند، از سفارشدهنده کار تا گروه بررسی و تحقیق بازار که هدف، مخاطب و حتی رقبا را شناسایی میکنند، در این امر دخیل هستند. آنها سوژه را تعریف میکنند که این پیام چگونه و به چه کسانی بایستی برسد تا پردازشی که در درون یک مجموعه هنری آژانس صورت میگیرد و خلق اثر که توسط طراح انجام میشود و هماهنگی این گروهها یک مجموعه منسجم را تشکیل دهد و یک کمپین تبلیغاتی به وجود آید. در واقع چیزی به نام تک آگهی نباید وجود داشته باشد. دلیل دوم این است که در این سالها توجه کتابها، برگزاری سیمنارها، همایشها و کنفرانسها، مقالات، نقدها و نشریات تخصصی، زمینه تبلیغات ادبیاتی را در جامعه رواج داده است که در آن سالها بیبهره بودیم و این باعث رشد و تعالی بیشتر طراحان ما شده است. اما با ایدهآل فاصله زیادی داریم و ارزیابی شخصی من این است که وضع کار گرافیک در حوزه تبلیغات اسفبار است.
دلیل این ضعف را در چه مسایلی میدانید؟
مدیران مجموعههای تبلیغاتی از سواد و دانش لازم در زمینه تبلیغات برخوردار نیستند و این گناهی نیست، چون پیشینه دانشگاهی و علمی در این رشته نداشتهایم و اکنون زمان اندکی است که در دانشکده صدا و سیما رشته تبلیغات و بازرگانی راهاندازی شده است، ولی در عین حال آنها کار میکنند و میتوانند در این سیستم باقی بمانند و این جای تاسف دارد. آنها حتی تلاشی برای بالابردن سواد و دانش خود در این زمینه نمیکنند و در این مجموعه کار خلاقهای صورت نمیگیرد. از سویی سفارشگیرندگان کارهای تبلیغاتی، کار را در دقیقه 90 دریافت میکنند، میپذیرند و طراحان گرافیک خود را تحت فشار قرار میدهند تا به طراحی و خلق اثر بپردازند. خوب در این جریان به تأثیرگذار بودن زیبایی، نوآوری در طرح توجه چندانی نمیشود.
شما چه راه حلهایی برای رفع این مشکلات پیشنهاد میکنید؟
روی تبلیغات، بعد از اجرا نیز کنترل و ارزیابی دقیقی صورت نمیگیرد. اگر این آثار تبلیغاتی ارزیابی شوند و مشخص شود که چقدر موثر بودهاند و چقدر جایگاهسازی انجام دادهاند، بسیار موثر خواهند بود. من پیشنهاد میدهم با همکاری انجمن گرافیک ایران، دوسالانه تبلیغات راهاندازی شود و این جزو وظایف معاونت امور تبلیغاتی وزارت ارشاد است. همان طور که معاونت امور فرهنگی، نمایشگاه کتاب برگزار میکند یا معاونت هنری، دوسالانههای مختلف را برگزار میکند. برگزاری چنین دوسالانههایی بسیار کمککننده است و خود شاخصی میشود برای کارهای برگزیده یا غیربرگزیده و این دوسالانه میتواند تخصصی باشد، به بخشهای مختلف تقسیم شود و با انتخاب برگزیدگان هربخش مانند پوستر، تیزر، بستهبندی، آرم و ... به پیشرفت تبلیغات و گرافیک تبلیغاتی کمک بسیار کند.
تاثیر تبلیغات بر گرافیک و برعکس چگونه است؟
این جزو بدیهیات است، من به عنوان یک طراح که سالها در حوزه تبلیغات کار کردهام، گرافیک را مقوله هنری نمیدانم. گرافیک، یک سفارشدهنده دارد که برای یک موضوع سفارش میدهد و مخاطبانی دارد و پیامی که در این بین منتقل میشود و این رسالت تبلیغات است و هنر گرافیک، خود تبلیغ است. یعنی گرافیک صددرصد متأثر از تبلیغات است و تبلیغات صددرصد متأثر از گرافیک است و تبلیغ بدون گرافیک وجود ندارد.
آیا این جایگاه در تبلیغات درک و توجه میشود؟
مشکل اینجاست که جایگاه و ارزش گرافیک از بین برده میشود. درست وقتی که دستمزد طراحی گرافیک دریافت نمیشود یا تخفیف داده میشود، باعث میشود که کار گرافیک بیارزش شود. آژانسهای تبلیغاتی، باید از کل پروژه تبلیغاتی تخفیف بدهند و برای طراحان گرافیک و کارشان ارزش و اعتبار قائل شوند.
شما برای حل مشکل طراحان غیرحرفهای و اثرات سو آنها بر تبلیغات، چه پیشنهادی دارید؟
به جز مردم عادی و عامی، بخش عمدهای از جامعه متوجه اثرات سو تبلیغات غیرحرفهای، مبتذل و تأثیرات مخرب بر روی فرهنگ اجتماع هستند و حتی تلویزیون به عنوان قدرتمندترین رسانه نیز این مساله را به طور کامل میداند. اگر تلویزیون به جای ممیزی کارهای تبلیغاتی تلویزیونی، آنها را ارزیابی کند و ارزشهای فرهنگی آنها را ممیزی و بررسی نماید یا به عبارت دیگر، تبلیغات را تحلیل محتوا کند و باید برای کسانی که در این صنف کار می کنند، الگوسازی مناسب براساس طراحیها و اجرای خوب بوجود آورد یا برخی مجلات خود میتوانند به عنوان مرجع و شاخص آثار عمل کنند و این باعث رشد در زمینه طراحی گرافیک تبلیغاتی میشود. درست واقع این است که متر و اندازه و الگویی را ایجاد کنیم. از سویی وزارت ارشاد هم معیارهای صدور مجوز کانون تبلیغاتی را بازبینی کند و ضوابط را حرفهایتر و تخصصیتر طراحی نماید. البته کارهایی در این زمینه انجام شده و حتی به مجلس هم طرح آن ارجاع داده شده است و این برای کشورهایی مانند ایران بسیار لازم است چون در کشورهای اروپایی و آمریکایی سفارشدهندگان خود کار خوب را میشناسند و درست انتخاب میکنند. با ایجاد ضوابط حرفهای، افراد غیرحرفهای یا سطح سواد خود را بالا میبرند و حرفهای میشوند یا حذف میشوند.
نظر شما نسبت به جایگاه هنر گرافیک در تبلیغات ایران چیست؟
طراحی گرافیک در حوزه تبلیغات متاسفانه از ضعف بسیاری برخوردار است و آگاهی نداشتن طراحان گرافیک ایرانی از دانش تبلیغات و فقدان شناخت کافی آنها از فرهنگ و روانشناسی مخاطب، باعث ضربه به تبلیغات شده است و از سوی طراحان غیرحرفهای با قیمتهای بسیار پایین به طراحی گرافیک تجاری ضربه زیادی زدهاند.
۱۳۸۸ خرداد ۲۶, سهشنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر